تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   میر حسین موسوی ، که این روزها به مدد وزیر امور خارجه آزادیخواه ! رژیم صهیونیستی به لقب « بخشنده روح جدید بر آزادی » مفتخر گردیده است ، در ایام ماضی ، هشت سال نخست وزیر دولت آیت الله خامنه ای بوده است . ایشان در دور نخست وزارت خود برای اولین بار بذر های نفاق موسوم به چپ و راست را در دل جمهوری اسلامی ایران پاشید و کشمکش های طاقت فرسایی را بر دولت ایشان تحمیل ساخت تا جایی که مقام معظم رهبری از نامزد شدن مجدد برای ریاست جمهوری خودداری نمود و اما با پا در میانی بزرگان انقلاب و حضرت امام ، بار دیگر ایشان را به صحنه انتخابات کشاند و « بین آیت الله خامنه ای و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست‌وزیر شد ، ایشان می‌گفت اگر من رییس‌جمهور بشوم ، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم، خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیرید ، لذا ایشان کاندیدا شدند . » ( ناطق نوری )
اما تاریخ به گونه ای دیگر رقم خورد و « علتش آین بود كه گویا آقای محسن رضایی ، به عنوان فرمانده
سپاه خدمت امام رسیده و گفته بودند كه موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوانها به گونه‌ای است كه اگر ایشان نخست وزیر نشوند ، جنگ لطمه می‌خورد . طبیعی است كه برای امام در آن روزها هیچ چیز حیاتی‌تر از مساله جنگ نبود ، لذا بعد از گزارش محسن رضایی ، لحن امام عوض شد . ایشان احساس كرد كه جنگ نباید لطمه بخورد ، باید آقای موسوی به عنوان نخست وزیر معرفی شود.» ( ناطق نوری )

   لذا آیت الله خامنه ای با توجه به شرایط آن روز ، نامه‌ای برای حضرت امام  نوشتند و از ایشان در خواست کردند که « اگر حضرتعالی تشخیص می‌دهید كه باید مهندس موسوی را معرفی كنم، حكم كنید ، شما رهبر هستید.  شما روز قیامت جواب دارید ، ولی من جواب ندارم كسی را كه مصلحت نمی‌دانم ، نخست وزیر كنم ، مگر این كه حكم ولی فقیه بالای سر او باشد.» و حضرت امام در پاسخ فرمودند : « من حكم نمی‌كنم اما من به عنوان یك شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر ... من به عنوان یك شهروند اعلام می‌كنم كه انتخاب غیر از ایشان خیانت به اسلام است.» پس از آن كه حضرت امام جمله فوق را اظهار می‌دارند، آقایان ناطق نوری ، مهدوی كنی ، جنتی و یزدی به محل دفتر ریاست جمهوری رفته و به آیت الله خامنه‌ای اعلام می‌كنند كه نظریه حضرت امام در واقع « حكم » است و فقط لفظ حكم را ندارد و آیت الله خامنه‌ای نیز می فرمایند « برای من اتمام حجت شد.» و پس از این مساله تصمیم می گیرند تا میرحسین موسوی را برای بار دوم به عنوان نخست وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی كنند. ( منبع شماره 6 ، صص 74 - 75 )
« به دنبال معرفی موسوی جهت تصدی مقام نخست وزیری از سوی رئیس جمهور وقت
به مجلس شورای اسلامی ، دیدگاههای متعارض و مختلفی درباره دادن رأی اعتماد و یا عدم اعتماد به نامبرده در مجلس مطرح می شود . با توجه به اكثریتی كه جناح در حال شكل گیری راست در مجلس داشت ، اگر نامزدی آقای موسوی صرفاً در مجلس مطرح می‌شد ، عدم رأی اعتماد نسبت به وی احتمال قوی داشت. اما به دلیل شرایط جنگی حاكم بر كشور ، حضرت امام نسبت به ابقای ایشان و عدم تغییر در نخست وزیری اعلام نظر كردند و نظریه خود را در پاسخ به نامه جمعی از نمایندگان مجلس دوم ، چنین مرقوم نمودند : « با تشكر از آقایان،  اینجانب چون خودم را موظف به اظهار نظر می‌دانم به آقایانی كه نظر خواسته‌اند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد دانسته و در وضع بسیار پیچیده كشور ، دولت ایشان را موفق می‌دانم و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمی‌دانم ولی حق انتخاب با جناب رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی است
« با اعلام صریح و كتبی نظریه حضرت امام درباره نخست وزیری آینده ، جو غالب در مجلس
شورای اسلامی به نفع آقای موسوی تغییر پیدا می کند و در واقع جای اقلیت و اكثریت عوض می شود . در نهایت پس از سخنان موافق و مخالف نمایندگان ، از مجموع 261 رأی ، مجلس شورای اسلامی با 162 رأی موافق و 99 رأی مخالف ، به نخست وزیری موسوی رأی اعتماد می دهند .» و اما گروه موسوم به 99 که بعدها به ضد ولایت فقیه شهرت یافت و رهبری آن را آیت الله آذری قمی بر عهده داشت .  در توجیه اقدام نمایندگان مخالف ، اوامر ولی فقیه را به اوامر مولوی و ارشادی تقسیم کرد . امر مولوی فرمان لازم الاجرای ولی فقیه است كه از وی كه در مقام بیان حكم بوده ، صادر شده و تخلف از آن حرام شرعی محسوب می‌گردد. امر ارشادی ، نظری از ولی فقیه است كه جنبه توصیه‌ای دارد و می‌توان بدان عمل كرد و مخالفت با آن حرام شرعی نیست
مطالب فوق نشان می دهد که مقام معظم رهبری در آن شرایط گزینه های متفاوت و مختلفی داشته و می توانسته با بر گزیدن هر یک از آنها ، مسیر تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زند . او با توجه به آنکه حجت شرعی از جانب حضرت امام داشت و نیز با همراهی اکثریت مجلس . به راحتی می توانست ، بنزین بر آتش گروه 99 بپاشد و با ارشادی خواندن حکم امام شرایط را به نفع خود پایان دهد . اما او بصیرت بزرگی را به نمایش گذاشت و حکم ولایت فقیه را پذیرفت و همین ولایت پذیری ایشان منشاء برکات بسیاری شد . ناطق نوری در رابطه با این موضوع می گوید : « به نظر
من امام (ره) در انتخاب ایشان نقش بسیار بالایی داشت. آن بحثی كه آقای خامنه‌ای در نماز جمعه داشتند و بعد امام یك برخورد اولیه داشتند و بعد اینكه آقای خامنه‌ای گفتند من احساس تكلیف كردم ، اینها و این اتفاقاتی كه افتاد در انتخاب آقای خامنه‌ای به رهبری نقش داشت. ... آن روزی كه رادیو علیه آقای خامنه‌ای یك بیانیه‌ای را خواند اولین كسی كه پیش ایشان رفت من بودم. عصبانی و ناراحت خدمت ایشان رفتم و دیدم كه ایشان چهار زانو در كتابخانه ریاست جمهوری نشسته است با چهره‌ای شاد و نورانی و تنها.... من با عصبانیت گفتم چرا این‌طور شد و چرا رادیو این بیاینه را خواند و این حرف‌ها. ایشان خیلی آرام و با لبخند به من گفتند ؛ بنشین. بعد به من فرمودند كه یكی از بهترین روزهای زندگی‌ام را دارم می‌گذرانم چرا كه به تكلیف عمل كرده‌ام و امام پدر ماست و پدر حق دارد سر فرزندش فریاد بزند و هدایتش كند و سر او داد بزند . ایشان فرمودند كه نگران نباش من فردا خدمت ایشان می‌روم و قضیه را توضیح می‌دهم . فردا یا پس فردای آن روز بود كه آن بحث «خورشید فروزان» و توصیف امام درباره آقای خامنه‌ای كه «  یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند ، پیدا نمى کنـید ، ایشان را من سا لهاى طولانى مى شناسم( امام خمینى «قدس سره» ) همچنین سفرهای مقام معظم رهبری و به خصوص سخنرانی آقای خامنه‌ای در سازمان ملل و پخش آن كه مرحوم حاج سید احمد آقا به امام گفته بود ریاست جمهوری خیلی به ایشان زیبنده است و امام به سید احمد آقا فرموده بود كه « او شایسته رهبری است.» این یك نكته و نكته دیگری كه كمتر به آن توجه می‌شود این ایستادگی بر روی انجام تكلیف است. آقای خامنه‌ای بر روی انجام تكلیف ایستاد و از آبروی خود گذشت و امام احساس كرد آن كسی كه به درد رهبری می‌خورد و پای انقلاب می‌ایستد ایشان هستند. ایشان كه حاضرند آبرویشان، سلامتی و حتی جانشان را برای انجام تكلیف بدهند. امام از آدم‌های ترسو و بزدل خوشش نمی‌آمد. امام از آدم‌های شجاع و متدین خوشش می‌آمد.»( ناطق نوری )
اما اکنون بیست سال از آن روز های خیلی دور گذشته است و طی این سال ها ، «خورشید فروزان» خدا ، گوی توفیق و کرامت ، بر سرزمین ایران افکنده است . او همچون امام خویش هر کجا که لازم بود تو دهن آمریکا و اسلام آمریکایی زد و آغوش مهربان خویش را به روی مردمان به ضعف کشیده شده عالم گشود . تا هیچ کس در عصر شیاطین ، احساس تنهایی نکند ، دوستانش را نگاه کنید ، ملت مظلوم افغانستان که سال ها مهمان او بودند ، از صمیم قلب به او عشق می ورزند . تصاویر اش در خانه های مردم عراق جایگاه ویژه ای دارد ، مصری ها افتخار می کنند به جهان اسلام که فرزندی چو او دارد ، در لبنان ، نامش که می آید ، صلوات می فرستند بر محمد و ال محمد ، مردمان عرب ، امت سر زمین پیامبر ، چون صلابت و شجاعت بی همتای او را دیده اند ، عاشورا گرا شده اند و ... همه این افتخارات عظیم ، یک شبه حاصل نشده است ، اسباب این همه بزرگی طی بیست سال ، ذره ذره فراهم شده و گمان نکنم دیگر کسی را یارای هماوردی با چنین خورشید فروزان» ی باشد .
موسوی اما این همه حقایق را همچون نتیجه انتخابات باور نمی کند و فصل الخطاب را هیچ نمی فهمد و همچون شبحی سرگردان پس از بیست سال سکوت ، با دختران فیروزه ای فائزه هاشمی و با
NGO های آماده به شورش پسران هاشمی ، به جنگ ولایت خدا می آید . آتش می افروزد ، آتشی که هیچ احدی را گرم نخواهد ساخت و تنها دود آن ، چشمای موسوی و حامیان تازه به دوران رسیده او را کور خواهد كرد .
براستی موسوی ملت ایران را از چه می ترساند ، از آتش ؟ از خون ؟ مگر نه این است که ملت ما در این سال سی در میان خون خفته است و آتش و خود از آتش افروزان اول جهانند ، ولی آتش بر خرمن دولت ولی خدا نمی اندازند ، بانک های سرزمین خود را شعله ور نمی سازند ، قلب بسیجی و پاسداران اندیشه های والای امام راحل را نشانه نمی روند و ... آنان اگر قرار باشد جایی را به آتش کشند به یقین آنجا،بانک جهانی خواهد بود ، صندوق بین المللی پول خواهد بود و کاشانه هر آن کس که طی شانزده سال ، باحاکمیت شیطان پسند خود ، مسیر این انقلاب استکبار ستیز را به انحراف کشانده است .
 این ملت ، اهل کوفه نیستند ، این را بارها فریاد زده اند ، این ملت اهل اوکراین هم نیستند که این را مکرر به اثبات رسانده اند و اهل گرجستان هم ، این ملت همان هایی هستند که میلیشیای پر زرق و برق منافقین و بنی صدر را به زباله دان تاریخ سپردند و هشت سال تمام در زیر توپ و تانک و مسلسل و بمب افکن های روسی و آمریکایی و فرانسوی و ... به سرمایه سالاران جهان « نه » گفتند و سر انجام پیروز میدان شدند . لذا برازنده آن است که میر حسین موسوی به جای هدر دادن پارچه های سبز این ملت و سرودن اشعار انقلابات رنگین ، که قافیه اش بارها و بارها در سرزمین خون و شهادت به گل نشسته است . چادر بر سر کند تا همچون بنی صدر ، راه فرانسه و آمریکا را در پیش بگیرد .
------------------------------------------------------------------
از آرشیو پارسی بلاگ -  Jun  22 , 2009  5 : 16 AM


[ سه شنبه 16 شهریور 1389 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب