تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   در ماه آغازین سال 87 ، آنگاه که بهار تازه از دست زمستان رها شده بود . اکبر منتجبی خبرنگار شهروند امروز ، شال و کلاه کرد تا به دیدار شیخ حسن روحانی ، دبیر اسبق شورای امنیت ملی ایران برود . منتجبی قصد داشت در یک گفتگوی اختصاصی نظر شیخ را در باب " آینده پرونده هسته ای ایران " جویا شود . این چنین بود که او با استقبال گرم شیخ مواجه شد و پس از تعارفات معمول با بی میلی بر روی مبلی لم داد که برایش چندان راحت نبود . اول فکر کرد این مبل ها با این قد و قواره باید متعلق به رستم دستان باشد ( شهروند امروز – نوروز 87 – ص 38 و 39 پسر عجب مبلیه ) و بعد فکر کرد شاید هم هدیه ای ست از سوی رستم کارگزار و یا کارگزاران رستم و یا امکان دارد ... چه می دانم ... راستی آقای روحانی داشتید می فرمودید .
روحانی : بله ، « ما با دنیا به نقطه مطلوبی رسیدیم . اما اشکال کار در آنجا بود که در سال 84 وقتی می خواستیم به توافق نهایی برسیم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران بودیم .
منتجبی : یعنی ما به سمت بسته شدن پرونده حرکت می کردیم ؟
روحانی : اصلا در حال نهایی کردن بودیم ، منتها اینجا مشگل پیش آمد که فرانسوی ها و آلمانی ها گفتند همان وقت مساله را نهایی بکنیم اما انگلیسی ها مخالفت می کردند می گفتند که باید ببینیم دولت بعدی در دست چه کسانی است . به همین خاطر توافق نهایی را موکول ک
ردند به بعد از شهریور سال 84 یعنی بعد از تشکیل دولت نهم . در آن زمان نیز ما پرونده را تحویل گروه بعدی داده بودیم ... مسله برنامه هسته ای ، چیزی است که همه مردم دلشان می خواهد محصول 20 سال زحمت کار دانشمندان ، سیاست مداران را به چشم ببینند .
منتجبی : بیست سال ؟ خیلی ها می گویند : محصول یکی دو ساله است .
روحانی : بله ، برخی فکر می کنند میوه ای که در این باغ امروز به بار نشسته ، همین امروز با فوت کردن درست شده در حالی که اینجا زمین لم یزرع بود . ما از روز اول که این زمین را می کندند و خاک آن را عوض می کردند ، بالا سرش بودیم . خیلی ها تلاش و کمک کردند .
منتجبی : تا امروز که میوه آن به بار نشسته است ...
روحانی : نه ، هنوز میوه اش به بار ننشسته . فعلا میوه نوبری است . اینهایی که الان مسوول باغبانی و باغداری هستند . به گونه ای حرف می زنند مثل اینکه فوت کرده اند و این باغ درست شده است و درخت ها یک روزه بزرگ شده و میوه داده اند . بعد میوه را بر می دارند و آن را به دیگران نشان می دهند که ببینید محصول را ، غافل هستند که خیلی تلاش شده تا این کار به اینجا رسیده است . دو دولت آقای هاشمی و خاتمی خیلی در این زمینه زحمت کشیدند . من جزئیات این موارد را مطلعم که باید در فرصتی توضیح داده شود . »
( شهروند امروز – نوروز 87 – ص 40 و 41 )
ما صبرش لبریز می شود و تقریبا رشته سخن را از منتجبی می قاپد و می خواهد سوال بعدی را او بپرسد که روحانی از این عمل چندان راضی به نظر نمی رسد. با این حال با بی میلی در مبل رستم فرو می رود و منتظر می ماند که ما سوالش را بپرسد .
ما : آقای دکتر !! شما فرمودید که در زمان ریاست خود بر شورا ، پرونده هسته ای ایران را بسته و یا در حال نهایی کردن آن بودید . در حالی که شواهد و قراین بر علیه گفته های شما در تاریخ ثبت شده ، از جمله تعلیق غنی سازی داوطلبانه !! و به گل گرفتن در باغ انرژی هسته ای ، آیا این ها با سخنانی که هم اکنون بر زبان می رانید مغایرت ندارد ؟
روحانی : شما با یک فوت کردن می خواهید همه سخنان مرا خاموش کنید  و بدون دلیل و مدرک ما را  متهم به گل گرفتن باغ هسته ای می نمائید .
ما : آقای دکتر !! آیا شما  حرف های سید حسین موسویان ، سخنگوی تیم سابق مذاكره كننده هسته ای را به عنوان مدرک قبول می فرمائید ؟
روحانی : بله ، ایشان  یکی از غیر جاسوس ترین  کار شناس تیم ما بوده که همیشه در خدمت انقلاب بوده و منبعد نیز به امید خدا خواهد بود .
ما : خیلی خب  ، آقای روحانی این کارشناس غیر جاسوس در گفتگوی دو و نیم ساعته ای که با خبر گزاری فارس داشته ، گفته است : « به ما گفته بودند شما از غنی‌سازی دست بردارید و ما 10 سال دیگر این طرح را شروع می‌كنیم ... اروپا به ما می‌گفت كه ما نیروگاه هسته‌ای را قبول داریم، فرض می‌كنیم كه می‌خواستیم به مرحله اجرایی برسیم و اگر آلستوم فرانسه یا زیمنس آلمان می‌خواست نیروگاه بزند، آمریكایی‌ها به آنها می‌گفتند اگر شما در ایران نیروگاه هسته‌ای بزنید كار شما در آمریكا منتفی می‌شود.
صادرات یك شركت غنی‌سازی فرانسه به آمریكا یك و نیم میلیارد دلار است؛ یعنی حتی اگر دولت‌های اروپایی هم توافق می‌كردند شركت‌ها به خاطر منافع خودشان نمی‌آمدند؛ برای آن كه زیمنس در ‌آنجا مثلاً دهها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری دارد و آن را برای چند صد میلیون دلار فدا نمی‌كرد؛ بنابراین تاثیر آمریكا كاملاً روشن است ... اگر در نهایت آمریكا با اروپا همراهی نمی‌كرد، اروپا در عمل 50، 60 و 70 درصد از تعهدات خود را انجام نمی‌داد. نمی‌توانست سوخت ارائه دهد. برای آن كه آمریكایی‌ها آن شركت سوخت فرانسوی یا آلمانی یا هلندی را تحریم می‌كردند
...  شیطنت خیلی بزرگی به خرج دادند و آن هم این كه بسته‌ای كه 1+ 5 در تابستان 85 به ما پیشنهاد كرد، تجدید نظر در مورد تعلیق را به شرطی منوط کردند؛ یك شرط این كه آژانس اعلام كند كلیه ابهامات برطرف شده است كه این چند سال طول می‌كشد؛ شرط دوم این كه آژانس اعلام كند مواد هسته‌ای اعلام نشده در ایران نیست كه این در مورد ژاپن 25 سال طول كشید و آژانس بعد از 25 سال توانست اعلام كند كه در ژاپن مواد هسته‌ای اعلام نشده وجود ندارد؛ سوم اعتماد جهانی نسبت به ایران حاصل شود كه این هم به مسائل دیگر مربوط می‌شود. » و ...
آقای روحانی ، سوالم را تکرار می کنم . آیا باز تصور می كنید که در زمان ریاست خود ، بر شورای امنیت ، پرونده هسته ای ایران را تا مرز مختومه شدن ، به پیش برده بودید و یا چندین سال با علم به اینکه اروپایی ها کاره ای نیستند ،فرصت های طلایی این ملت را در هاون کوبیده بودید ؟
روحانی : « در آن مقطع آمریکا همیشه مانع بود و نمی گذاشت . به سه وزیر اروپایی نیز گفتم که مشگل اصلی این است که شما اختیار کامل ندارید که به آنها برخورد و گفتند قبول نداریم . اما بعد از اینکه آقای فیشر از وزارت خارجه آلمان رفت در سفری به آلمان او را دیدم سر نهار با هم بحث می کردیم خود او گفت ما سه کشور اروپایی با شما چند بار به توافق نهایی نزدیک شده بودیم اما امریکا نمی گذاشت . آمریکایی ها همیشه مانع بودند . »
( شهروند امروز – نوروز 87 – ص 42 )
ما : من دیگه سوالی ندارم ؟؟؟

منتجبی : خب چرا با آمریکا مذاکره نمی کنیم ؟
روحانی : « ببینید ، آمریکا دشمن ماست و ایران را تهدید منافع خودش می بیند . بنابر این اگر دو کشوری که نظرشان این است که برای منافع حیاتی و ملی یکدیگر تهدید هستند ، کار پیچیده می شود . باید در یک روندی این تهدید را کاهش بدهیم و آن را به یک تنش معمولی برسانیم . بعد این تنش را به یک منازعه و سپس به دنبال راه حل و اشتراکات بگردیم تا به یک تفاهم و توافق نسبی برسیم . »
( همان )
ما : ( اعتراض می كند ) آقای دکتر !! شما با این تفکرات دارید سیاست های " گام به گام " مرحوم بازرگان را نبش قبر می کنید و ...
روحانی : دقیقا ...
منتجبی : آقای دکتر ، یک سوال ممنوعه ، اگر اختیار پرونده هسته ای ایران دست شما بود . چه تصمیمی می گرفیتد ؟
روحانی : ضبط صوت را خاموش کنید و بعد به ما نگاه می کند . ما می فهمد که باید بیرون برود . بعد از چند دقیقه منتجبی بیرون می آید و ما بر می گردد پیش روحانی و از روی مبل رستم موبایل خود را بر می دارد . در حالی که پله ها را پائین می رود به پاسخ سوال ممنوعه گوش می دهد .
" همه درخت های باغ هسته ای را از ریشه می کندم و مثل لیبی می ریختم تو یه کشتی و می فرستادم به سمت آمریکا "
------------------------------------
از آرشیو پارسی بلاگ  -  Sep 15 , 2008 6 : 29 AM


[ یکشنبه 14 شهریور 1389 ] [ 03:53 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب