تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

 این داستان : تیمار انگلیسی
 ما : خودتان را معرفی کنید و بفرمائید به چه اتهامی بازداشت شده اید ؟
 
متهم : اهل کاشانم ، پیشه ام جاسوسی است ،  من خوب می دانم « دلار » کجا می روید ، « شیخ » کی می آید ، « استوانه » کی می خواند ، « آفتاب» کی طلوع می کند . من ... ( مکث کوتاه ) برادر گلویم خشک شد ، میشه بفرمائید یه پیپ و یه قهوه برام بیارند .
ما : ببین عزیز من ، شما ... تلفن زنگ می زند ... الو ... سلام علیکم ... باشه ، باشه ... چند لحظه گوشی ... قد شما چند متره ؟
  متهم :
یک متر و هفتاد و شش سانتی متر . رنگ خردلی – ترجیحا دوخت ایتالیا یا آلامد لندن !
  ما : الو ... قد یک متر و هفتاد و شش سانتی متر ، رنگ خردلی ... بله ... بله ... گوشی !... می گویند کفن باید سفید باشه !
 
متهم : چی !؟ کفن ؟! جون مادرت بی خیال شو ! کفن برای چی ؟!
 ما :
الو ... حاج آقا منظور ایشون همون سفیده ... بله ... بله... ما در خدمتیم ... یا علی .
 متهم :
( با ترس و لرز ) آقا من چی باید بگم ؟
 ما :
هر چه دل تنگ ات می خواد !
 متهم :
از کجا شروع کنم ؟
 ما :
مثلا برا شروع شرکت آمریکایی هالیبرتون ، چطوره ؟ .

 متهم :
ببینید آقا ، «
سیروس ناصری نایب رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شركت اورینتال كیش و دیك چنی معاون رئیس جمهور امریكا ، دو نفر اصلی زمینه ساز قرارداد هالیبرتون - اورینتال در ایران بودند. سفر چنی به ایران در سال 79 كه برای آماده سازی قراردادهای نفت و گاز در ایران صورت گرفت، تا مدتها محرمانه باقی ماند. در همین سفر محرمانه بود كه دیك چنی به علت عارضه قلبی ، حتی چند روزی را مهمان یكی از بیمارستانهای تهران بود ». ( رجا نیوز )
 ما :
این شد یه چیزی ، خب ادامه بده .
 متهم :
«
هالیبرتون برای حفر هر چاه مبلغ 23 میلیون دلار پیشنهاد داده و جمعاً خواستار دریافت 282 میلیون دلار شده بود اما دولت وقت ایران كه به عنوان كارفرما می بایست كمترین مبلغ پیشنهادی را بپذیرد ، در قرارداد منعقده مبلغ 360 میلیون دلار (80 میلیون بیشتر از پیشنهاد شركت امریكایی) به كنسرسیوم هالیبرتون- اورینتال بخشید! » . ( رجا نیوز )
 ما :
دولت وقت ایران چرا این کارو می کرد ! مگر ...
 متهم :
آقا من اطلاعات زیادی از این بابت ندارم . اینا را بهتر است از نهاد استوانه و یا از شیخ اعظم بپرسید .آنها در جریان امر قرار داشتند ، فقط به ما می گفتند ، شما ها نابغه اید و یا می گفتند – آفرین و بعضی وقت ها هم می گفتند کار + آفرین .
 ما :
خب شما ها فکر نمی کردید . کار شما آفرین ندارد ، اگر قرار بود به این نوع خیانت ها آفرین گفته بشه ، باید به شاهنشاه آریامهر ! که توانسته بود به جای دیگ چنی ( شکننده ) کارتر و بانوی ( استیل اصل ) را و صدها شرکت بین المللی را که هالیبرتون مابین آنها عددی هم محسوب نمی شود. به تهران بکشاند . لابد به این ها باید می گفتیم : صد آفرین و هزار و سیصد آفرین !!
 متهم :
آقا سیروس ناصری هی می گفت : « 
پیشرفت مذاكرات در كمیته سیاسی و اقتصادی مناسب است ، اما پیشرفت مذاكرات هسته‌ای كمتر از مباحث دیگر است. »  (خبر گزاری فارس ) اما آقایان نهاد و شیخ اعظم می گفتند این دستور نظام است !
 ما :
غلط می کند کسی که می گوید این همه خیانت ها ، دستور نظام است ، مگر رهبر این نظام در گرمسار نگفتند :
« بحمداللَّه پایگاه سیاسى كشور و منزلت اجتماعى ملت ایران در جهان افزایش پیدا كرده است. قبلها، دشمنان ما خیال مى‏كردند زمینه را فراهم كرده‏اند یا فراهم خواهند كرد و با یك حركت دست، مى‏توانند كشور را از این رو به آن رو كنند. امریكاییها این حرف را گفتند. چند سال قبل از این، عده‏اى از سیاسیون امریكایى به طور محرمانه و مخفیانه - ما مطلع نشدیم ، بعد كه برگشتند مطلع شدیم - به ایران آمده بودند و با بعضى از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست كرده بودند؛ وقتى رفتند گفتند در ایران كسانى هستند كه منتظر یك اشاره‏ى ما هستند تا علیه نظام شلیك كنند. امروز حقیقت براى آنها روشن شده است. نه فقط نمى‏توانند سلطه پیدا كنند، حتّى لطمه هم نمى‏توانند بزنند. ملت بیدار و متحد است. ما دلهایمان به هم نزدیك است. ملت به مسئولان خود اعتماد دارد؛ مى‏داند كه آنان آنچه مى‏كنند و آنچه مى‏گویند، براى شخص، براى قدرت و براى زر و زور نیست. با نگاه باز نیازها و مصالح كشور مشاهده مى‏شود و مردم هم تشخیص مى‏دهند » .
 متهم :
سرش را پائین انداخته و پس از چند لحظه می گوید : برادر میشه بگید این صدای چکش و میخ و تخته و اره را قطع کنند ، آخه منو یاد ... ( اشاره به مصاحبه های ملوانان انگلیسی در لندن )
 ما :
حرف زیادی نزن ، شما متهم به جاسوسی علیه نظام هستید و به عنوان دایر کننده « محافل نامساعد » مبالغ کلانی را به شرکت ملی نفت ایران ! به عنوان رشوه پرداخت کرده اید .
 
متهم : آقا بخدا من پرداخت نکردم ، « چنانکه اطلاع دارید در سال 2000 میلادی و در دوره اولیه زمامداری بوش به دلیل بحران نفتی آن سال كه به افزایش شدید قیمت‌های نفتی منجر شد ، بوش ، وزیر نفت آمریكا « اسپنسر آبراهام » را در راس یك گروه كارى مامور بررسى میزان آسیب پذیرى امنیت آتى آمریكا در صورت ادامه اختلالات كوتاه مدت و بلندمدت در زمینه نفت كرد كه سرپرستى این گروه را معاون وى دیك چنى برعهده داشت » . ( رجا نیوز )
 « از آن سال (سال 2000) و پس از پایان این بررسی ، دفتر هالیبرتون در ایران افتتاح شد و این شركت وابسته به دیك چنی به تلاش برای حضور در صنایع نفتی جنوب ایران پرداخت » . « در همین دوره سیروس ناصری دیپلمات ارشد ایرانی و عضو سابق تیم دیپلماسی هسته‌ای ایران با
كمك یكی از مسئولان دفتر سازمان ملل در ایران و چند دفتر فعال در كارتل‌های انرژی ، شركت نفتی خود در انگلیس و دبی را به ثبت رساند و در خیابان ناهید در بلوار آفریقا آغاز به كار كرد ». ( رجا نیوز )
 اما جالب اینجاست که « این شرکت حتی یك دلار در ایران سرمایه گذاری نکرد ؛ هالیبرتون با طرح وجود تحریم از سوی آمریكا علیه ایران خود هیچگونه سرمایه گذاری در این قرارداد نكرده بود و تنها به ارائه خدمات فنی و مهندسی و ارسال تجهیزات بسنده كرده بود ، تا از این فرصت طلایی برای دریافت قراردادی با سود كامل در منطقه بی‌نظیر انرژی پارس ایران بهره برده باشد  . علاوه بر اینكه هیچگونه انتقال تكنولوژی نیز در جریان این قرارداد پیش‌بینی نشده تا لااقل بتوان از ویژگیهای آن برای پیشرفت فنی صنعت نفت ایران بهره برد ».
( رجا نیوز )
 ما :
جریان آن نیم میلیون دلار چی بود ؟
 متهم : بعد از گذشت حدود سه ماه از برنده شدن شركت اورینتال كیش، آقای احمد رضا کاظمی نجف آبادی مدیر عامل سابق هواپیمایی و مشاور عالی شرکت نفت و گاز پارس « برای خرید منزل مسكونی در احتشامیه از آقای سیروس ناصری نیم میلیون دلار می گیرد كه البته وام بود و مبلغ مذكور با پیشنهاد وی از حساب بانكی‌اش در سوئیس به نام همسر او در دوبی واریز شد و آن پول را دریافت كرد »»  (خبر گزاری فارس )
ما : شما طوری سخن می گوئید که انگار هر آنچه را که می گوئید بر روی پرده های سینما دیده اید و حضرت عالی هیچ نقشی در آن نداشتید . در صورتی که شما طراح و موثر ترین فردی هستید که این جریانات را هدایت می کردید .
 متهم :
آفا ما !؟
 ما :
بله شما ! شمای نامساعد در سال 77 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را ، اینگونه ترسیم می کنید : « نه تنها محدودیت های قانونی در حوزه سرمایه گذاری خارجی در ایران وجود ندارد ، بلکه تدارکاتی چند در این زمینه پیش بینی گردیده است . این تدارکات شامل انتقال نامحدود سرمایه و بهره حاصل از سرمایه گذاری می باشد . سرمایه گذاران می توانند بهره حاصل از سرمایه گذاری را بصورت پول قابل تبدیل از کشور خارج نمایند . اعطای مساعدت های قانونی و حقوق مساوی برای سرمایه گذاران خارجی همانند سرمایه گذاران داخلی از جمله تمهیدات دولت برای مشارکت سرمایه گذاران خارجی می باشد . در صورت ملی شدن دارایی های ناشی از سرمایه گذاری ، ما به ازای آن از طریق پول قابل تبدیل پرداخت خواهد شد . »
( سیاست خارجی ایران در دوران سازندگی – انوشیروان احتشامی – ص 35 )
  این دیدگاه یعنی سلام بر هالیبرتون ، درود بر دیگ چنی ، یعنی زنده باد آمریکا ، یعنی هفته نامه شهروند ، یعنی هم میهن ، یعنی شرق ! یعنی آلمان ، یعنی پور سانت ، یعنی نیم میلیون دلار ، یعنی در یافت 1000 میلیارد تومان وام بلاعوض ! یعنی پارسیان ،  یعنی توتال ، یعنی پاسارگاد ، یعنی صلوات بر عدالت و فاتحه بر انقلاب ... راست نمی گویم آقای نامساعد !

 متهم :
آقا تورا خدا بگوئید صدای اره و چکش و میخ و تخته را قطع کنند ! آقا تورا خدا ...
 ما :
( توجهی نمی کند ) شاهکارهای اقتصادی حضرات را مرور کردیم ، اگر موافق باشید بریم سر مسائل مذاکرات هسته ای ، شما لطف کنید یه نگاهی به این یادداشت ها بندازید ... بفرمائید . متهم یادداشت را می گیرد و شروع به خواندن می کند : 
 
   * ایران در دور قبلى مذاكرات از وجود نقشه هاى سانتریفوژ پى-?  آژانس را مطلع كرده است. با اعلام این خبر، محمد البرادعى با خرسندى اطلاع داد كه این خبر در قطعنامه پایانى تاثیر خواهد داشت. اما رضایت البرادعى و موسویان ، نماینده ایران در اجلاس شوراى حكام زمان زیادى نپایید و با تصویب قطعنامه مشخص شد كه چنین نكته مثبتى در پرونده ایران لحاظ نشده است ... ( شرق)
     * حتى اخطار رئیس جمهورى ایران در روز پنج شنبه نتوانست تاثیر آشكارى داشته باشد. سید محمد خاتمى روز چهارشنبه در پایان جلسه هیات دولت اعلام كرده بود كه از قطعنامه پیشنهادى سه كشور اروپایى راضى نیست و تغییرات انجام شده در این قطعنامه را كافى نمى داند . ( شرق)
  
  * نكته منفى این قطعنامه بندى است كه از تاخیر در تحویل اطلاعات كافى و حضور موارد ابهام از سوى ایران، اشاره كرده و به بیان دیگر، آن را محكوم كرده است.پس از پایان جلسه، دیپلمات هاى حاضر در وین انتظار داشتند كه از كسى چون حسین موسویان واكنش تندى ببینند. سید حسین موسویان با توجه به سمت پیشین خود به عنوان سفیر ایران در آلمان و در زمان پرونده میكونوس این پیش تفكر را به وجود آورده بود ولى وى با خونسردى اعلام كرد كه قطعنامه نهایى خوب است .( شرق)
  
  * به گزارش خبرگزارى فرانسه، موسویان گفت: «ما به همكارى با آژانس بین المللى انرژى اتمى ادامه مى دهیم و قطعنامه راضى كننده است
    *
ریچارد بوچر، سخنگوى وزارت خارجه آمریكا با اظهار رضایت از قطعنامه پایانى گفت: «قطعنامه پایانى راضى كننده است و ایران به ادامه همكارى با آژانس و تن دادن به بازرسى هاى بیشتر موظف شده و آنها مى توانند به راحتى چیزهاى بیشترى درباره پرونده هسته اى ایران به دست آورند.» بوچر همچنین اعلام كرد كه آمریكا به برخى اطلاعات تكمیلى دست یافته و آنها را به آژانس اطلاع داده است .( شرق)
  *
در ادامه نیز چنین ذكر شده است: « آژانس از ایران مى خواهد به عنوان یك اقدام اعتمادساز دیگر به طور داوطلبانه ، در برنامه هاى خود براى آغاز تولید آزمایشى اورانیوم در تأسیسات و ساخت رآكتور آب سنگین [اراك] تجدیدنظر كند.» این در حالى است كه حسین موسویان در وین به خبرنگار رویترز گفت كه این قطعنامه مثبت تر از قبلى است و هیچ چیز مهمى در مقابل ایران ندارد ... دیپلمات هاى حاضر در وین اعلام كردند كه پرونده ایران و بررسى آن ادامه خواهد داشت و حداقل سه ماه وقت لازم است تا موارد مجهول و مبهم روشن شود تا بتوان درباره صلح آمیز بودن فعالیت هاى هسته اى ایران نظر داد ... ( شرق)
 
  * روز گذشته كمال خرازى در گفت وگو با واحد مركزى خبر اعلام كرد كه ایران قطعنامه جدید را نمى پسندد . ( شرق) 
 
* به ما گفته بودند شما از غنی‌سازی دست بردارید و ما 10 سال دیگر این طرح را شروع می‌كنیم ؛ یعنی می‌خواستند به ما بگویند این‌ها را در 10 ساله با هم اجرا كنیم ؛ سرمایه‌گذاری ، مشاركت امنیتی ، نیروگاه و سوخت و روابط گرم و نزد یك شود و ما دو متحد شویم و اعتماد ایجاد شود . بعد ما می‌توانیم با هم روی آن كار كنیم.... ( گفتگوی 5/2 ساعته سید حسین موسویان با فارس )
  *
باید بپذیریم كه اگر می‌خواهیم در قالب دیپلماسی ، ‌مذاكره و  تعامل موضوع را حل كنیم ، لازمه‌اش این است كه روابط را ارتقاء دهیم و آن قدر این روابط در هم آمیخته و گسترده شود كه هیچ كدام از طرفین نگران نباشد. (موسویان ) 
   
* یعنی اگر اروپا 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری در ایران داشت، نگران 100 میلیارد دلارش نباشد و ما هم منافع عظیمی كه از چنین روابطی داریم هیچ وقت چنین تصوری نداشته باشیم كه سراغ بمب هسته‌ای برویم. (همان )
  *
مثلاً اروپا به ما می‌گفت كه ما نیروگاه هسته‌ای را قبول داریم، فرض می‌كنیم كه می‌خواستیم به مرحله اجرایی برسیم و اگر آلستوم فرانسه یا زیمنس آلمان می‌خواست نیروگاه بزند، آمریكایی‌ها به آنها می‌گفتند اگر شما در ایران نیروگاه هسته‌ای بزنید كار شما در آمریكا منتفی می‌شود. ( همان )
  *
صادرات یك شركت غنی‌سازی فرانسه به آمریكا یك و نیم میلیارد دلار است ؛ یعنی حتی اگر دولت‌های اروپایی هم توافق می‌كردند شركت‌ها به خاطر منافع خودشان نمی‌آمدند ؛ برای آن كه زیمنس در ‌آنجا مثلاً دهها میلیارد دلار  سرمایه‌گذاری دارد و آن را برای چند صد میلیون دلار فدا نمی‌كرد ؛ بنابراین تاثیر آمریكا كاملاً روشن است. ( همان )
 
  * اگر در نهایت آمریكا با اروپا همراهی نمی‌كرد، اروپا در عمل 50، 60 و 70 درصد از تعهدات خود را انجام نمی‌داد. نمی‌توانست سوخت ارائه دهد. برای آن كه آمریكایی‌ها آن شركت سوخت فرانسوی یا آلمانی یا هلندی را تحریم می‌كردند ( همان )
  *
شیطنت خیلی بزرگی به خرج دادند و آن هم این كه بسته‌ای كه 1+ 5 در تابستان 85 به ما پیشنهاد كرد، تجدید نظر در مورد تعلیق را به شرطی منوط كرده است؛ یك شرط این كه آژانس اعلام كند كلیه ابهامات برطرف شده است كه این چند سال طول می‌كشد ؛ شرط دوم این كه آژانس اعلام كند مواد هسته‌ای اعلام نشده در ایران نیست كه این در مورد ژاپن 25 سال طول كشید و آژانس بعد از 25 سال توانست اعلام كند كه در ژاپن مواد هسته‌ای اعلام نشده وجود ندارد؛ سوم اعتماد جهانی نسبت به ایران حاصل شود كه این هم به مسائل دیگر مربوط می‌شود. ( همان )
    *
كار سختی است. تا قبل از این مصوبه ریش آمریكا در دست اروپا ، روسیه و چین بود. اشتباه چین، روسیه و اروپا این بود كه با صدور قطعنامه موافقت كردند. بعد از این مصوبه ریش اروپا، روسیه و چین در دست آمریكاست ؛ آمریكا باید موافقت كند تا ما از ماده 41 بیرون بیاییم . ( همان ) 
 
ما : تموم شد ؟ ( در حالی که یادداشت را می گیرد ) ادامه می دهد : همه چیز گویا ، روشن و واضح است که طی مذاکرات حق مسلم یک ملت را به بازی گرفته اید و با علم به اینکه اروپا در این میان کاره ای نیست و بر اساس یک سناریو از قبل مکتوب شده ، اولین استارت را در سال 79 زدید و با هدایت معاون اول شیطان بزرگ آمریکا به ایران و زد و بند های آنچنانی ... بالاترین خیانت را نسبت به این ملت روا داشتید .
 متهم :
آقا ما سعی می کردیم ایران را از ماده 41 بیرون بکشیم .
 ما :
آخه مرد نامساعد ، ما از ماده 41 بیرون نیومدیم ، مگر اتفاقی افتاد . در نهایت ما را تحریم کردند .

 متهم :
آقا ، « نقطه فوف‌العاده خطرناك این است كه 1+5 مسیر را به سمت غیرقابل مدیریت می‌برد . فصل 7 منشور 4 ماده دارد ؛ ماده 39 تشخیص تهدید است و این توصیه را در قطعنامه قبلی دادند ؛ ماده 40 كه شورای امنیت اقدامات لازم را برای جلوگیری از وخامت اوضاع انجام می‌دهد كه این هم در قطعنامه قبلی داده شد ؛ ماده 41 هم تحریم‌های سیاسی - اقتصادی است كه در این قطعنامه داده شده است ؛ لذا ماده 42 می‌ماند كه حمله نظامی است ». (موسویان )
 ما :
خب باشد ، در نهایت جنگ لبنان و اسرائیل تکرار می شود . منتها با ابعادی خیلی بزرگ ، شاید 33 روز تبدیل بشه به 33 ماه و... ( در را می زنند ) ... بفرمائید . در باز می شود و برادری وارد می شود .
 برادر تازه وارد : سلام ، ببخشید این بسته مال این آقاست !
 ما
بسته را می گیرد و می گذارد روی میز ، متهم از ما می پرسد : حالا توش چی هست ؟
 ما
می گوید : امکان دارد « کفن » باشد .
 متهم :
نه ! من تصور می کنم ، یکدست کت و شلوار خردلی – دوخت آلامد لندن است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  متهم راست می گفت : کت و شلوار بود ، انها را پوشید و راهی خانه خود شد و بدین ترتیب قصه ما بسر رسید و آغا عدالت بخونش نرسید !!!!!!!!!!
----------------------------------
Dec 2 , 2007 7 : 28از آرشیو پارسی بلاگ  -   


[ یکشنبه 14 شهریور 1389 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب