تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   در پست قبلی ، اولین مطلبم را به انتقاد از آقای هاشمی رفسنجانی اختصاص دادم و نوشتم که هاشمی با تمامی هنر هایی که داشت و اکنون ندارد به عنصری واقعا خطرناک و دلهره آور تبدیل شده است و « هر کجا که کلامی بر زبان جاری می سازد ، یاس و حیرت را برای مردم ایران اسلامی به ارمغان می آورد . » هنوز گرد و خاک « شرایط ویژه » از فضای ایران اسلامی زدوده نشده ، پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط را با آمریکای جنایتکار ، خواستار می شود و می گوید : « قبلا هم گفته بودم که عراق و افغانستان باتلاق هستند و وقتی کسی وارد باتلاق می شود ، به تنهایی قادر به خارج شدن از آن نیست و باید به کمک یک نیروی خارجی از آن رهایی یابد( امید جوان – 21 مرداد 86 – ص 4 ) گویا آقای رفسنجانی پاک از یاد برده است که حضرت امام ( ره ) در پیام پذیرش قطعنامه جنگ ایران و عراق گفته بود : « جنگ تمام نشده است ، جنگ ما ، جنگ عقیده است و مرز و جغرافیا نمی شناسد ، جنگ ما جنگ فقر و غنا بوده و تمام شدنی نیست . » اما آقای هاشمی مواضع روشن و انقلابی حضرت امام ( ره ) را وا می نهد و از جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام دایه مهربان تر از مادر برای آمریکا ( ویا همان شیطان بزرگ خودمان ) می شود و در برابر دیدگان هزاران به ضعف کشیده شده عراق مظلوم ، علاقمندی خود را به مثابه بکسل برای کشیدن آمریکای جنایتکار از باتلاق عراق نشان می دهد . آفرین بر شما ! باد استوانه نظام ! آفرین بر شما ! باد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ! آفرین بر شما ! باد کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری آتی !
  براستی آقای هاشمی را چه شده است که « ناگهان پرده بر انداخته »  و طالب کشیدن آمریکا از باتلاق عراق را در سر می پروراند ، غافل از آنکه این باتلاق حاصل 28 سال مقاومت و تلاش ماست ، حاصل صد ها هزار شهید به خون خفته ماست ، حاصل تلاش و مجاهدت بیش از دو میلیون پناهنده مبارز عراقی است که در ایران اسلامی بدانان پناه دادیم ، کاشانه دادیم و در اندیشه آنان عدالت علی را کاشتیم و مجاهدت های حسین را و عاشورای ماندگارش را ، بدان امید که روزی ، روزگاری از ایران برون آیند و در سرزمین خود ، همان که عاشورا در آن به وقوع پیوسته ، عاشورای دیگری بپا سازند و یزید زمان را در باتلاق مرگ فرو برند و خدا نیز چنین کرد و دولت شیعه عراق در سرزمین کربلا جامه واقعیت به تن كرد و میلیون ها عراقی مبارز به ندای حسین لببیک گفتند و عرصه را بر آمریکای جنایتکار تنگ كرده و هر روز ده ها تن لاشه بی جان مزدوران آمریکایی را روانه سر زمین شیطان بزرگ كردند و این همان چیزی بود که ما سالهاست انتظار و آرزوی آن را می کشیدیم .
  دل مادران شهید شاد می گردد  و قلب فرزندان شهید شکوفا ، آنگاه که آمریکا را در باتلاق عراق می بینند . وقتی بوش دست و پا می زند آنان می خندند و در کنار احمدی نژاد انقلابی ، هر روز با فریادهای خود مرگ آمریکا را خواستار می شوند . آنان می دانند که هیچکس را یارای کشیدن آمریکا از این باتلاق نیست . حتی اگر آن كس « علی اکبر هاشمی رفسنجانی » باشد .
------------------------------------
از آرشیو پارسی
 بلاگ  Aug 15, 2007 5:46 AM


[ شنبه 13 شهریور 1389 ] [ 06:50 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب