تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   از بدو تولد انقلاب اسلامی ایران ، آمریکا بی وقفه انقلاب ما را تهدید می کند و این بر همگان روشن است و جای هیچ تردیدی هم در آن وجود ندارد و در این راستا آمریکا از طریق جنگ سخت و جنگ نرم بخت خویش را بارها و بارها آزموده است و در این میان آنچه هرگز به جایی نرسیده ، تلاش های بیهوده آمریکا بوده است . اما آنچه در این میان حیرت آور است عکس العمل آقای هاشمی رفسنجانی نسبت به این تهدیدات است او در روزگاری نه چندان دور ، آنزمان که پرچم انقلاب را بر دوش داشت ، این قبیل تهدیدات را « به وز وز مگسی در کنار گوش آدم » توصیف کرده بود و برای همین بود که او در دل و قلوب امت اسلامی جای داشت و بر خود می بالیدیم که وی را در کنار امام داریم و وجودش را در سرزمین اسلامی ایران افتخار بزرگی می دانستیم .
اما هم اکنون هر کجا که هاشمی راه می رود و یا کلامی بر زبان جاری می سازد ، بوی ترس و دلهره تمامی فضای انقلاب اسلامیمان را مسموم می سازد و امید را در دلهای مومنان ایران و جهان تا به منهای بیست تنزل می دهد . آقای هاشمی در ایام گذشته به حکم ولایت فرماندهی جنگ ایران و عراق را بر عهده داشت ، او با رای اکثر قریب به اتفاق مردم مومن و انقلابی ایران ، سالها ریاست مجلس و در نهایت رئیس جمهوری ایران اسلامی بود و ... و تمامی این مسئولیت ها ، طی شانزده سال اخیر ، کافی بود تا مردم ایران در باره عملکرد اقای رفسنجانی به قضاوت نشینند و تکلیف او را در ادامه راه انقلاب ، روشن سازند . او در انتخابات مجلس ششم نفر بیست و یکم شد و به روایتی نفر سی و یکم ، و در نهایت در انتخابات سوم تیر 84 ، شکست سنگینی را متحمل شد و « نه » بزرگ ملت ایران را با تمامی وجودش حس کرد ، و آنگاه تمامی دلدادگان انقلاب انتظار داشتند پس از سوم تیر 84 ، آقای هاشمی از خویش برون آید و از گذشته و سیاست های انحرافی خود تبری جسته و بار دیگر در دل مومنان خدا جای گیرد .

اما دریغا که هرگز چنین انتظاری جامه واقعیت به خود نپوشید و هاشمی رفسنجانی همچنان بر سیاست های انحرافی و یا بهتر است بگویم نسخه های کهنه و نخ نما شده « توسعه » که محصولی از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود ، اصرار ورزید . هر چند او در زمان تبلیغات انتخاباتی سال 84 در برابر سوال خبرنگار صدا و سیما که وقتی از وی پرسید : آقای هاشمی در حال حاضر نظرتان در باره « تعدیل اقتصادی » چیست ؟ هاشمی در پاسخ با تبسمی خاص گفت : « تعدیل اقتصادی » متعلق به پانزده سال پیش بود و اکنون زمانه عوض شده است » . اما در اواخر سال 85 مردم ایران در یافت که هاشمی همچنان بر تعدیل اقتصادی ارادت می ورزد و سخت آن را در آغوش می فشارد و همه ما به یاد داریم که رسانه های هاشمی رفسنجانی آنچنان بر احمدی نژاد انقلابی تاختند که همگان حیرت رده شدند و کمیته ایکس بشدت بر فعالیت تهوع آور خود شتاب بخشید و شایعاتی از قبیل ، بیماری رهبر معظم انقلاب ، عدم پذیرش احمدی نژاد توسط رهبری و سیاست های انقلابی رئیس جمهور محبوب ایران ، بخصوص در رابطه با سیاست خارجی دولت انقلابی مورد چالش علف های هرز پیرامون هاشمی رفسنجانی قرار گرفت و این چنین بود که هاشمی از راه انقلاب به چاله های غیر انقلابی افتاد و از چاله ها نیز به چاه ، چه او هرگز مرزهای خود را با سینه چاکان آمریکا و انگلیس روشن نساخت و بدتر از همه سعی فراوان نمود تا « سوره » های انقلاب را ببندد و « شهر وندان امروز » را در « هم میهن » و « شرق » در صدر نشاند ، تا شاید فرجی حاصل گردد.
اما غافل از آنکه او طی شانزده سال اخیر و با عملکرد آمریکا شاد کن خود ، تمامی پل های پشت سر خود را خراب کرد و به صورت چشم گیری مقبولیت خود را در میان مردم از دست داد . چه او رفیق مکتب دید گان اقتصادی آمریکا و شریک سیاست ورزان بریتانیای کبیر ! شده و با برنامه « توسعه » خود ، بهشتی را به ما نشان داد و اما ، ما را رهسپار جهنم ساخت . جهنمی که ایده های « عدالت » در آن پر پر می زد . با این حال آقای هاشمی هرگز از خود نپرسید ، مگر سازمان تجارت جهانی و یا صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به سر کردگی آمریکا ، با تزهای جان مینارد کینز و دولت رفاه ! آن ، چه دسته گلی بر سر ملت های مظلوم جهان زده است که ما از چنین قافله ای عقب مانده ایم . ترکیه در لجن زاری بنام فساد غوطه میخورد و عجیب آنکه از محل عشوه زنان خود ، به اندازه در آمدهای نفتی ایران ، دلار های سبز جذب می کند و سنگ بنای چنین شیوه زشتی را می توان در رسانه های دوران آقای هاشمی و صد البته در دوران آقای خاتمی به وفور یافت و اگهی های الوان آن را به عیان دید و اما سوال ملت شجاع ما از سیاست ورزان دوران تعدیل ، جامعه مدنی و مروجان انقلابات مخملین و الخصوص از هاشمی رفسنجانی این است که ، آیا روا بود که پدران شهید و مادران شهید و فرزندان شهید ، در چنین فضای چندش آوری تنفس نمایند . و شمال و جنوب ایران را به بستری برای عیش و نوش سرمایه سالاران غرب هموار سازند ؟
و یا همه ما به یاد داریم که در هنگامه اشغال عراق توسط آمریکا ، حسنی مبارک بی غیرت نود هزار زن مصری را برای دل مشغولی سربازان آمریکایی روانه سرزمین کربلا ساخت تا جامعه باز آمریکایی را در ذهن سربازان مزدور آمریکایی باز سازی کند . آیا این است نظم نوین جهانی و خاور میانه جدیدی که سران و سردمداران آمریکا و انگلیس ، به دنبال « توسعه » آن بودند .
با این همه اکنون هاشمی رفسنجانی سودای سر بالا دارد و با تمامی توان خود عزم بازگشت به قدرت را در سر می پروراند و با کارگزاران خود پرچم « اعتدال » را بر افراشته تا « راه سوم » آنتونی گیدنز ، تئوری پرداز تونی بلر و بوش پسر را در رسانه های خود ترویج و تبلیغ می نماید و از سر ترس شرایط ایران اسلامی را « ویژه » می خواند و مدیران انقلابی احمدی نژاد صادق و بی ریا را لایق حاکمیت ایران اسلامی نمی داند . چرا که می ترسد احمدی نژاد ، نا کجا آباد دولت رفاه جان مینارد و راه سوم آنتونی گیدنز را که هاشمی رفسنجانی طی شانزده سال اخیر باغبان بی ریای ! آن بوده است به شخم زاری برای بوش پسر تبدیل سازد و طرحی نو در اندازد ، طرحی که در آن شجاعت موج می زند و ملت های مبارز جهان ، از آمریکای جنوبی گرفته تا افغانستان و عراق و بحرین و مصر و ترکیه و ... جان شیرین خویش را بر طبق اخلاص نهاده اند تا آن را برای زیستن در فضایی ویژه و عاری از تظلمات آمریکا و انگلیس تقدیم « ولایت » خدا نمایند و این آن چیزی است که هاشمی رفسنجانی از فهم آن همیشه عاجز بوده است .
------------------------------------------------------------
  - ازآرشیو پارسی بلاگ ،  Aug 11, 2007


[ شنبه 13 شهریور 1389 ] [ 06:13 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب