تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   مقدمه : در هیجدهم تیر سال 1378 از خاتمی گرفته تا موسوی خوئینی ها و حجاریان و محتشمی پور و معین و تاج زاده و مهاجرانی و کروبی و ... همه و همه دست در دست هم نهادند تا یوسف انقلاب را در چاه شیطان اندازند و برای فریب افکار عمومی ، « داستان آن پیراهن خونین » را کارگردانی کردند . پیراهن آلوده به خون نقاب داری بر بالای دستان احمد باطبی بالارفت تا اکونومیست خوانان غرب به وجد آیند . اما خدا تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زد . همان دست ها ، دست هایی که روزگاری پرچمدار و لیدر جنبش دانشجویی چپ ایران محسوب می شد . دست در دست جرج بوش جنگ افروز نهاد و از دست او نشان « فعال برگزیده حقوق بشر جهانی! » را دریافت کرد ( اینجا )
 باری میخواستم بمناسبت  18 تیر به صورت مفصل بنویسم ، منصرف شدم و اکتفا کردم به چند مورد عکس و چند توضیح ، باشد که در رهاندن یوسف گمگشته انقلاب از چاه شیطان ، سهم کوچکی داشته باشم و نیز سلام و درود می فرستم  بر همه آنان که در هیجده تیر 78 و یا پس از آن نور بر زوایای تاریک این روز پلید انداخته و سیه رویان اصلاح طلب را در همیشه تاریخ ، رسوا ساختند .

http://bashirup.ir/uploads/13103546421.jpg

اول - در تیتر بالا شیطنت موج می زند و بعضی از اصلاح طلبان حتی پا را فراتر گذاشتند و ادعا کردند ، لباس شخصی ها و انصار حزب الله دانشجویان را زهرا گویان و حسین گویان از پنجره به بیرون پرتاپ می کردند . اما خورشید هیچ وقت پشت ابرها نماند و پس از گذر سالها مشخص شد که : « در یک مورد ما تا لرستان هم رفتیم و فهمیدیم کسی که مفقود شده بود مرده است اما نه در حوادث کوی ، بلکه بر اثر بیماری سرطان . در یک مورد هم یک نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان 6 ماه مفقود بود و ما تمام زندان ها و بیمارستان ها را در تعقیب اش گشتیم و در نهایت به طور کاملا اتفاقی متوجه شدیم به دلایل خانوادگی و اختلاف با همسرش در همان روزهای کوی به بندر دیر گریخته و روی لنج کار می کرده است . ولی ما مثلا به جز آقای ابراهیم نژاد که هنوز عوامل قتل شان دقیق مشخص نشده به کس دیگری نرسیدیم که در جریان کوی تهران کشته شده باشد . اما شورای منتخب موافق نبود . » ( غلامرضا ظریفیان معاون دانشجویی وزارت علوم دوران خاتمی – ماهنامه چشم انداز –ش 44 – تیر ماه 86 )

http://bashirup.ir/uploads/13103548601.jpg

دوم - در سوم اسفند ماه سال 1385 محمد علی ابطحی ، رئیس دفتر محمد خاتمی در وبلاگ شخصی خود نوشته بود : « در خبرها بود که احمد باطبی دانشجویی که به جای اموال فراوان ، یک پیراهن ناقابل داشت و آن را در حادثه 18 تیر  نشان داده بود و به همین دلیل جوانیش را در زندان سپری میکند ، بر اثر فشارهای مختلف از زندان راهی بیمارستان شده است . او نه امکانات مالی فراوان دارد که بتواند فرار کند! و نه آزاد میشود و نه در لیست عفو او را پیشنهاد میدهند و نه روزنامه ای از او تیتر میزند . به عقیده ی من بزرگترین نگرانی اجتماعی این است که ادبیات حقوق بشری و کرامت انسانی که ادبیات رایج سالهای قبل بود حتی از واژگان گروههای سیاسی هم حذف شده است و به همین دلیل مریضی و انتقال باطبی به بیمارستان ، توجهی را جلب نمی کند . من شخصا با آنکه باطبی را تا کنون ندیده ام و نمیشناسمش اما هیچگاه نتوانسته ام چهره ی مظلوم پیراهن به دستش را از ذهنم دور کنم . به هر کس هم که دستم رسیده است از سالها پیش در مورد او حرف زده ام. اینجا )
«
احمد باطبی ؛ معروفترین دانشجوی سیاسی چپ ایران که به واسطه حضور در اعتراضات دانشجویی18 تیر 78 کوی دانشگاه تهران برای سومین بار به دلیل اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شده بود ، در2مرحله ، تخفیف اول به 15سال و سپس به 10 سال حبس محکوم شد . وی در نهمین سال محکومیت خویش که برای استفاده از مرخصی استعلاجی با وثیقه 300 میلیون تومانی آزاد شده بود در اردیبهشت ماه 1387ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد . معروفیت وی در زمانی بیشتر شد که مجله اکونومیست عکسی(عکاس:جمشید بایرامی) از وی را بر روی جلد خود چاپ کرد . در این عکس احمد باطبی پیراهن خونین دوست هم دانشگاهیش (؟) را در بالای دست گرفته بود . » ( وبلاگ بیلچه )
« مگر هدف احمد چقدر بزرگ بود که در قلمرو جغرافیایی ایران نمی گنجید و می بایست در خارج از وطن و در قلب شیطان آن را محقق میکرد ؟ ... شانه خالی کردن اون هم در لحظات پایانی برای ادامه مجدد یک راه ، ممکنه حاوی پیام هایی باشه ؛ شاید میخواد بگه مثلا « باطبی اونقدر بزرگ نبود که بزرگش کردند ، چون آدم های بزرگ ماندن و ذلت کشیدن را بر رفتن و لذت کشیدن ترجیح میدهند ».  ... احمد که 9 سال از بهترین لحظات زندگی اش را به پای اندیشه ها و تفکراتش در زندان خرج کرد ، نباید به این سادگی و آرامی از وطنش میرفت. حداقل من انتظار داشتم که حتی اگه از ایران اخراج هم شد ، بازهم نرود اما او ایران را به مقصد آمریکا ترک کرده و تازه جلوی کاخ سفید عکس هم گرفته
. » ( همان )

http://bashirup.ir/uploads/13103550141.jpg

سوم - اگر این تیتر را در وبلاگ ها پیگیری کنید بدون شک در خواهید یافت که قانون مطبوعات که در مجلس پنجم مطرح بود ربطی به سعید امامی نداشت . بلکه دغدغه اکثر مجلسیان این بود که شرایط فرهنگی جامعه را در برابر تهاجم فرهنگی و یا به تعبیر مقام رهبری " شبیخون فرهنگی " واکسینه سازند . چه ، در طی دوران حاکمیت 25 ماهه آقای خاتمی شرایط قمر در عقرب شده بود و کار به جایی رسیده بود که ساواکی های رژیم شاه در جلو ساختمان ریاست جمهوری تجمع کرده و خواستار حقوق معوقه 20 ساله خود شده بودند .
القصه : موسوی خوئینی ها در دادگاه ویژه روحانیت در برابر محسنی اژه ای دادستان وقت قرار می گیرد و : « اصرار دادستان کار را به آنجا کشاند که خوئینی ها از تلفن روی میز او به روز نامه زنگ زد و مراد ویسی سردبیر وقت را خواست و از او پرسید نامه چگونه رسیده و اینک کجاست - بحث بر سر این بود که آیا مدیر سلام می دانسته که نامه محرمانه است یا نه – ویسی توضیح داد که نامه از طریق فکس به دفتر روزنامه رسیده است . خوئینی ها خود توضیح داد که ساعت 5 / 10 شب با بسته شدن صفحه اول روزنامه که تیتر اصلی آن به خبر مربوط به اعراب و اسرائیل اشاره داشت به خانه رفته و در آنجا مراد ویسی به وی خبر داده که نامه ای به این مضمون رسیده است ، در این زمان خود دستور داده که تیتر اول تغییر پیدا کند و همین خبر جای آن را بگیرد « تیتر و مقدمه را هم خودم نوشتم و تلفنی بر ای سردبیر شب خواندم . » دادیار خواستار آن شد که متن فکس را در اختیارش بگذارند . مراد ویسی در تلفن برای مدیر خود توضیح داد که پس از تایپ شدن متن نامه با مقدمه خوئینی ها – آن فکس را روی میز خود گذاشته و نیمه های شب به خانه رفته و گویا نظافت گر روزنامه صبح آن را دور انداخته است .» ( پیام امروز – ش 32 – ص 33 – مردادماه 78 )


[ شنبه 18 تیر 1390 ] [ 04:36 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب