تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   این روز ها ، آل سعود عربستان و آل خلیفه امارات ، چون سگ های هار افتاده اند بر جان مردم مظلوم بحرین و کار ما تنها شده است ، اشک و آه و تماشای سرهایی از هم پاچیده و پهلوهای از هم دریده ، ای کاش امام زنده بود و اگر بود به یقین فریاد بر می آورد که « آقا من اعلام خطر می کنم، ای ارتش ( و سپاه ) ایران! من اعلام خطر می کنم ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می کنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می کنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می کنم، ای فضلا! ای طلاب ! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم.» مگر غیر از این است که « سند اسلام قرآن است ، یک مطالعه سطحی از قرآن بشود ، ببینید جایی از آن هست که مردم را وادار کند که در مقابل سرمایه دارها و سلاطین سکوت کنند . این خداست که حضرت موسی را مامور می کند که برود فرعون را را دعوت کند . این خداست که در قرآن کریم حضرت رسول را وادار به مقاتله با مشرکین و سرمایه دارها و آنها که اعوجاج داشتند ، می کند . آیات قتال ، یکی دو تا نیست . آیاتیکه دستور می دهد بروید اینها را سر جای خودشان بنشانید و با همه منحرفین قتال کنید ، دستوری است که برای ما هم هست .» ( امام خمینی ، کوثر ج 1 ، ص 101 )

   و اما ما ، کمر « همت » ( پوزش ای شهید بزرگ ) که ما کمر « کورش کبیر » بر کمر بسته ایم و قصد آن داریم ، روح مرده کورش را از دل تاریخ 2500 ساله در آریم ، روحی که چون یخ بر تارک سرزمین ما نشسته ، بی هیچ جنب و جوشی ، بی هیچ خاصیتی ، حتی جشن های 2500 ساله شاهنشاهی هم نتوانست روح منجمد او را آب سازد ، که جاری شود ، که رود شود و طوفان بپا کند ، که رها سازد ملت خود را از یوغ ، از بندگی ، از ستم ، از استعمار ، از استثمار ، که هیچ یک از این ها ، کار کورش نبود و نمی توانست باشد ، گواه من بر این ادعا ، سکوت 2500 ساله اوست ، از سنگ ناله برخاست و اما از او هیچ نوایی نشنیدیم و هیچ بخاری از گور او بر نخاست ! چه ، او مرد نکو نامی نبود لابد ، تا نامش به نکوئی ببرند . با آتش او هیچ کس گرم نشد . او و حکایت او ، همچون آن ماهی دور افتاده از آب است ، که حتی دست و پا هم نمی زند ، خوابیده است در زیر تلی از خاک ، او یک فیلم بود انگار ، یک فیلم بلند سینمایی ، 2500 ساعته نه ، 2500 ساله ، که او را به تماشا نشستیم و در پایان آنگاه که او مرد ، سالن سینما را که به وسعت یک ایران بود ، ترک گفتیم و بقول مسیح بزرگ ، گذاشتیم . مرده او را ، مردگان ببرند و ما از پی زندگان رفتیم .
ما رفتیم به دنبال ابری که آسمان خدا را بارور ساخته بود ، رعد می زد ، برق می زد ، هر چند قدمت تاریخ اش 2500 ساله نبود ، اما انصاف باید داشت که هر کجا بساط ظلمی بر پا بوده ، پرچم سرخش برافراشته بود ، پرچمی که هیچ شباهتی به کتیبه او ، به منشور او نداشت ، آخر منشور و کتیبه ای که در حصار انگلیس باشد ، به چه دردی می خورد ؟!
اما هر چه هم که باشد . من او را ، ما او را دوست داریم ، کتمان نمی شود کرد که او جزوی از تاریخ گذشته ماست ، اما متاسفم که باید بگویم ، یارای آن را نداشت تا چراغ راه آینده ما باشد . گذشته ای بنام « عاشورا » چراغ راه آینده ما شد ، کور که نیستیم ، می بینیم به عیان که سوخت « راه برنده » ملت ها هم اکنون « الله اکبر » است ، آن مرد بحرینی تنها به عشق حسین است که سر خود بر باد می دهد و آن زن لیبیایی با « قرآن » است که موشک قذافی را به عزا می نشاند ، مگر مردم مصر میدان التحریر را با « حمد و سوره » به تسخیر خویش در نیاوردند .

 

ایکاش مسئولان ام القرای جهان اسلام همه این ها را می دانستند ، می فهمیدند ، باور کنید من هم ، ما هم ، آن کتیبه 23 در 13 سانتی متری را که 40 خط به زبان میخی در آن حک شده ، دوست داریم . اما در حال حاضر و در شرایطی که مکتب اسلام دارد بذرهای عدالت را در خاور میانه می پاشد ، طرح مکتب ایران خیانت است و حتی بالاتر ، بمثابه کفر است . ما هم دوست داریم و خیلی هم دوست داریم ملک عبدالله آمریکا طلب ! اردن را در اردوگاه اسلام ! ببینیم نه صهیونیسم ، اما باور کنید دعوت از او در حال حاضر ، با هر کیفیتی ، چه آشکار و چه نهان ، دهن کجی ئیست به همه مردانی که در سراسر خاور میانه سینه های خود را در برابر گلوله های آمریکایی و انگلیسی سپر ساخته اند. ما نمی گوئیم سفر به نیویورک بد است ، خاصه آنکه موضوعش جشن نوروز باشد ، اما در حالی که همه مردان عرب قلب آمریکا را نشانه رفته اند ، این سفر یعنی ، هیچ انگاشتن خشم آنان ، یعنی دل چرگین ساختن همه آنانی که چشم امید به مکتب اسلام ایران دوخته اند . جشنواره نوروز خوب است ، نفرین باد بر هر آنکس که چشم دیدن این جشن فرخنده را ندارد ، اما فقط اندکی تامل ، فقط اندکی بصیرت ، در حالی که ال سعود و ال خلیفه هر روز صدها سر از تن جدا می سازند ، آیا جشنواره نوروز خیانتی آشکار نیست ، کفر نیست ، حماقت نیست !؟ فشار آوردن به قلب ، میلیون ها عرب مبارز نیست ؟
وای این فریاد روح الله دست از سرم بر نمی دارد . آنجا که گفته بود :
« انالله و اناالیه راجعون. من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است؛ این چند روزی که مسائل اخیر ایران ( شما بخوانید بحرین ) را شنیده ام خوابم کم شده (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است. با تاثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. (گریه شدید حضار)
ایران دیگر عید (گریه حضار) ندارد، عید ایران را عزا کرده اند، (گریه حضار) ... اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سرخانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند. »
و اما در پایان : ما تابع ولایتیم ، ما منتظر یک اشاره ایم ، یک جهاد ، بحرین اکنون کربلاست و «
آیات قتال ، یکی دو تا نیست . آیاتیکه دستور می دهد بروید اینها را سر جای خودشان بنشانید » 
--------------------------------------------------------------------------
 مرتبط :
اگر طاقت دارید ، این عکس ها را هم ببینید + و +


[ شنبه 28 اسفند 1389 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب