تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

   این روزا نام هاشمی بار دیگر بر سر زبان هاست و احاد مردم به مردی می اندیشند که با خود قطاری پر از تناقض ها را حمل می کند . با اندکی کاوش دراین قطار ، می توان به پرونده های بسیار بزرگی دست یافت که در آن آشکارا « حقیقت فدای مصلحت» شده است . از دانشگاه آزاد و از ماجرای وقف و هزاران حرف و حدیث بسیارش که بگذری . ماجرای مک فارلین و کیک و کلت و کتاب مقدس رهایت نخواهد ساخت و یا کشمکش های دولت و شهرداری و متروی آقای هاشمی ، محسن هاشمی را می گویم . این را نیز می گذاریم و میگذریم . اما در این میان ، جوینده گاه به مطالبی بر می خورد که بسیار آزار دهنده است و به قول صادق هدایت مثل خوره روح آدمی را می خورد . آنگاه که به یاد می آری روزگاری همین آقای هاشمی ، گفته بود « هدف دشمنان در ابتداى پیروزى انقلاب این بود که با ترویج لیبرالیسم، ماهیت اسلامى انقلاب را مخدوش کنند و اینک‌‌ همان شیوه را با ادبیاتى تازه شروع کرده‏اند. « و شگفت آنکه هم اینک هاشمی خود « همان شیوه را با ادبیاتى تازه » بر بام جمهوری اسلامی ایران فریاد می زند . و می گوید : « مگر می‌شود در دنیایی كه به دهكدۀ جهانی تبدیل شده تعامل نكنیم ؟ مگر می‌شود با ستیز با دیگران و در پیش گرفتن سیاست ستیز، درگیری و تهاجم جلو برویم ؟ (ایسنا ۲۶ آبان ۸۷  )

   آدم نمی تواند باور کند که این جملات را هاشمی گفته باشد ، بیشتر به افاضات مفتی های عربستان شباهت دارد تا هاشمی ، اما متاسفانه این جملات را گفته است و بدبختانه هم چنان هم به این عقاید پای بند است و مبلغ بی چون و چرای « دهکده جهانی » مک لوهان شده است . ستیز را نمی پسندد و این یعنی انقلاب مصر پر ، این یعنی تونسی ها غلط می کنند آرامش دهکده جهانی را به هم می زنند ، این یعنی قوت قلب دادن به محمود عباس در فلسطین اشغالی ، این یعنی دادن پرچم تفرقه بر دستان ملک عبدالله سعودی ، یعنی نشاندن خنده بر لب های اوباما و بدتر از همه ، پرهیز از ستیز یعنی آنکه سید حسن نصرالله ، باید کور شوی ، باید کر شوی ، باید لال شوی . تا مبادا ترک بر ندارد « دهکده جهانی » آقای هاشمی .
و اما "ولی زمانه" درست عکس هاشمی راه می پیماید و نسبت به « دهکده جهانی » از منظر دیگری به تماشا می نشیند. به اعتقاد ایشان « امروز امریكا و صهیونیزم مظهر استكبارند ؛ لیكن هر جا ، هر كس ، هر دولتى و هر مجموعه‏اى كه نسبت به دیگران استكبار بورزند ، آفتى در جامعه‏ بشرى و در نظام زندگى انسان بوجود مى‏آورند. "ستیزه‏" با این حالت هم یك حالت مطلوب اسلامى است.» ( شهریور 87 ) و یا در جای دیگر آقا می فرماید : « ما در دنیا یك میلیارد و نیم جمعیتیم و در حساس‌ترین نقاط از لحاظ موقعیت سوق‌الجیشى، از لحاظ امكانات طبیعى و منابع زیرزمینى قرار گرفتیم؛ اما دیگران بر ما حكومت میكنند، دیگران دارند سرنوشت ما را معین میكنند، نفت ما را دیگران تكلیفش را معین میكنند، دیگران براى حكومتهاى ما تكلیف معین میكنند. این وضعیت باید دگرگون شود و بلاشك دگرگون خواهد شد؛ كه امروز نشانه‌هاى آن دیده میشود. این همان بیدارى اسلامى است به بركت اسلام.» و این چنین است که آقا پس از رحلت حضرت امام اندک اندک از هاشمی جدا می شود و چون منوری در آسمان خدا ، راه خمینی را در پیش می گیرد و با ستیز ، خواستار « دگرگونی وضعیت موجود » ی می شود که « دهکده جهانی » نام گرفته است . 
آیا آقای هاشمی ، خانه دوست را گم کرده است ؟ آیا همو نبود که روزگاری گفته بود : « در مبارزه به ایشان ( مقام معظم رهبری ) نزدیکتر بودم . هر دو به خاطر پرونده‌ای در قم فراری بودیم و به تهران آمدیم و خانه‌ای را در خیابان ایران اجاره کردیم و با زن و بچه‌هایمان، ایشان در طبقه بالا و من درطبقه پایین بودیم . هیچ ‌وقت مسأله دنیایی بین ما مطرح نبوده و هنوز هم نیست برای خدا با هم رفیق بودیم و هستیم دوستی ما مصداق « اخوت فی الله » است .» ( پایگاه اصلاع رسانی آقای هاشمی ) اما اکنون هاشمی پرده بر انداخته است و راه نامهربانان در پیش گرفته است ! و بیشتر ، با اعمال خود ، نه مومنان را که که دشمنان انقلاب را به وجد آورده است. او به ولایت فقیه اعتقاد ندارد ، این اتهام نیست ، خود اوست که می گوید : « برای ادارۀ یك حكومت نمی­توان به فتوای یك نفر، خواه هر فردی باشد عمل كنیم، باید شورایی در كشور باشد....» ۳ روزنامۀ مردم سالاری، ۶ شهریور ۸۲، هاشمی رفسنجانی) و در جایی دیگر تیشه بر می دارد و از بیخ ریشه تئوری "ولایت فقیه" را ، می زند و می فرماید : « بله بعضی افراد در بحث ولایت فقیه می­گفتند كه ولیّ فقیه را خدا تعیین كرده است و اكنون هم بعضی ها این اعتقاد را دارند این عده معتقدند مشروعیت ولیّ فقیه به رأی مردم نیست و ولیّ فقیه هر تصمیمی كه بخواهد می­تواند بگیرد » ( مصاحبه هاشمی با ایسنا ۱۱/۱۱/۱۳۸۳)
و این در حالیست که حضرت امام پایه و اساس دین اسلام را « ولایت فقیه » می داند و تو گویی مورد خطاب او هاشمیست هم آنجا که می فرماید: « اگر فقیه در كار نباشد طاغوت است، یا خدا یا طاغوت. اگر به امر خدا نباشد، رئیس جمهور اگر با نصب فقیه نباشد غیر مشروع است، وقتی غیر مشروع شد طاغوت است، طاغوت وقتی از بین می­رود كه به امر خدای تبارك و تعالی یك كسی نصب شود. شما نترسید از اینكه ۴ نفر آدمی كه نمی­فهمند اسلام چه است! نمی­فهمند فقیه چه است و نمی­فهمند ولایت فقیه یعنی چه! آنها خیال می­كنند كه یك فاجعه است به جامعه...» (صحیفه نور، ج ۹، ص‌۲۵۳ )
خبرگان ملت ایران چند روز دیگر ، رئیس خبرگان جهان اسلام را تعیین خواهند کرد ، سزاور نیست در شرایطی که جهان اسلام خیز برداشته است و با بیداری خود « دهکده جهانی » را به چالش کشیده است . کسی بر راس این مجلس نشیند که با ولایت فقیه نامهربان است . به نظر می رسد ، هاشمی « خانه دوست را گم کرده است.» ای کاش او بار دیگر خانه ای بگیرد ، اما این بار ، نه در خیابان ایران که ایران را به خانه خود تبدیل کند و در بالای آن « ولی زمانه » را نشاند و در پائین آن خیزش های جهان اسلام را ، از مصر گرفته تا تونس و بحرین و عراق و افغانستان و یمن و بحرین و لبنان و ... و سر انجام فلسطین را « راه » ببرد. و « مصداق « اخوت فی الله » واقعی را برای جهانیان به نمایش گذارد . آرزویی که محال به نظر می رسد.


[ شنبه 14 اسفند 1389 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب