تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

  آقای رئیس جمهور
مملکت را نمی شود ، بدون حزب چرخاند  ، دولت بدون حزب به زمستان بدون برف می ماند . فلذا اول قدم آن است که رئیس جمهور محترم ، هر چه سریعتر و تا دیر نشده ، حزبی فراگیر تشکیل دهند ، چیزی شبیه به حزب کارگزاران هاشمی و یا مشارکت خاتمی و صد البته باید مطالعات زیادی پیرامون این تصمیم سرنوشت ساز صورت بگیرد . از جمله بانیان این امر مهم باید چگونگی به چنگ آوردن منابع در آمد زای صنعتی ، معدنی ،  بازرگانی و ... انجام دهند تا بتولنند صاحب منابع مالی گسترده ای شوند و به این ترتیب هزینه اجرایی کردن تئوریهای عدالت محور آقای رئیس جمهور را تامین نمایند. به عنوان مثال آقای رئیس جمهور می توانند در راستای کوچک سازی دولت و امر مهم خصوصی سازی همچون روسای جمهور پیشین موسسات دولتی را « که سالانه 2 میلیارد تومان سود دهی داشته به مدیران اجرایی خود به مبلغ 200 میلیون تومان واگذار نمایند » ( روزنامه ایران ، ویژه نامه رمز عبور 5 ، ص 57 ) و یا می توان « کارخانه ای را که یک و نیم میلیارد تومان تنها مواد اولیه داشته ، به مبلغ 230 میلیون تومان واگذار کرد آن هم به صورت اقساط 20 میلیونی » ( همان ، ص 58 ) و یا می توان « شرکتی را به مبلغ 450 میلیون تومان فروخت و خریدار تنها با فروش ضایعات آن شرکت به مبلغ 900 میلیون تومان دست یابد » ( همان ) و ... و اما بعد :

   در گام اول ، باید همراه اول آقای حسینی وزیر محترم ارشاد را ، به صدا در آرید و آنگاه که گفت : بله بفرمائید آقای رئیس جمهور . باید گفته شود : « از فردا دوستان مزاحم شما خواهند شد ، دوستانی که علاقمندند ، ایران را برای همه ایرانیان آباد سازند ، به آنها به هر تعداد که خواستند مجوز نشریه صادر فرمائید.» بدینسان بگذارید همه جا سبز گردد از نشریه چون قارچ ، از عصر آزادگان و جانبازان و فردا و پس فردا گرفته تا اعتماد ملی و میهنی. و هم چنین از اعتماد خالی گرفته تا نشاط و آفتاب آذربایجان و شیراز و بلوچستان و یزد و شرق و غرب و مشرق و مغرب را الوان چون لوموند و تایم ،  روانه دکه های خیابان ها سازید و اما ، می ماند نویسندگان ، که هزار ماشاالله چیزی که در این مملکت فک است و فراوان ، نویسنده است و باز هم نویسنده .که قلم بر دست ، دانستن را حق مردم می دانند . منتها باید به آنها خط داد ، راهشان را با منورهای دمکراسی روشن ساخت .
 آغاز « حاکمیت دو گانه » باشد بدک نیست . می توانند همگام و هم صدا و با تیتر های مشترک ، فریاد بر آرند :« حلول حاکمیت دو گانه بعد از دوم خرداد 76 بود ( شما بخوانید سوم تیر 84 بود ) و تا قبل از آن چنین وضعیتی نداشتیم . سوال این است که نیروهای سیاسی با ولایت انتصابی مطلقه فقیه چه بر خوردی می کنند ؟ طرفداران یگانه کردن حاکمیت به نفع بخش انتخابی . نمی توانند این قرائت رسمی اسلامی کردن نظام را بپذیرند .»
( مصاحبه مشترک حجاریان و علوی تبار ، روزنامه آفتاب یزد ، اسفند 80 ) و یا می توان نوشت : « در شرایط کنونی جدال بر سر دو نگرش حکومت انتصابی و کشف ولی فقیه و مشروعیت از بالا با حکومت انتخابی و نصب ولی فقیه از سوی خبرگان و مشروعیت از مردم است . » ( عباس عبدی ، نشریه راه نو ، 14/6/77 ) می توان سوال کرد « چرا رژیم شاه سقوط کرد ؟ برای اینکه هیچ مشروعیتی نداشت . انقلاب این مشکل را حل کرد . پس از در گذشت امام خمینی ، نظام مشروعیت خود را از دست داد. » ( عبدی ، مجله تایمز ، 23/3/79 ) « متاسفانه شاه تا پایان عمر این حقیقت را در نیافت . ولی خوشبختانه دیگر حکام و پادشاهان منطقه از این موضوع درس گرفتند و راه جدیدی را در مواجهه با مردم خود انتخاب کردند . اما حیف و صد حیف که برخی از اصحاب قدرت در ایران مدت هاست زبان تحقیر و توهین را نسبت به دیگران به عنوان الگوی غالب بر گفتمان سیاسی خویش برگزیده اند و نگاهی ارباب گونه به مردم و دانشگاهیان و روشنفکران دارند . دیر یا زود چنین گفتمانی با واکنش مناسب جامعه و مردم مواجه خواهد شد . » ( عبدی ، روزنامه مشارکت ، 14/11/78 )
آقای رئیس جمهور ، امیدوارم این رهنمود ها راهگشا باشد و البته تا می توانید باید این گفتمان را جا بیندازید و تا می توانید تئوری « حاکمیت دوگانه » را در هر کوی و برزن جار زنید و جا که افتاد ، گام بعدی را بردارید . در وهله اول باید به سراغ وزارت اطلاعات بروید و چند تن از جان برکفان ! دوم خردادی را ( ببخشید سوم تیری را ) برای یک عملیات سخت و دشوار آماده سازید . البته کاملا محرمانه ، یواشکی به آنها ندا دهید تاکید می کنم یواشکی ! تا طی عملیاتی "حسین شریعتمداری را ربوده و پس از ستاندن جانش ، زیر پل سیدخندان بیندازند و روزی دیگر ، کاوه اشتهاردی را کشته و در جاده شهریار رها سازند . یادتان باشد قتل ها باید زنجیره ای باشد ، هفته بعد هم مسعود دهنمکی را بکشید . حمید رسایی و کوچک زاده هم در لیست تان باشد ، بدک نیست و در اوج می توانید ، شب هنگام به خانه دکتر الهام یورش برده و او را به همراه خانم فاطمه رجبی با ده ها ضربه چاقو از نفس باز دارید "و ... پس از طی این مراحل ، رسالت بزرگ نشریات مدنی آغاز می شود ، باید همه قتل ها را به گردن سپاه انداخت و در نهایت رهبری ، این تنها راه ممکن ، برای رهایی از دست « حاکمیت دو گانه » است .
هر گاه این مراحل به خوشی و خرمی عملیاتی شد ، هیچ نترسید از اینکه روح الله حسینیان ، « چراغ » ی در صدا وسیما روشن سازد و یا وقتی به دفتر ریاست جمهوری آمد و خطاب به رئیس دفتر شما گفت که کاشف به عمل آمده و دوستان شما اعتراف کرده اند که : «
تحلیل ما از اوضاع جارى روز این بود که آقاى خامنه‏اى غیر از امام است و آقاى خاتمى ( احمدی نژاد ) هم به دلیل این که 20 میلیون راى آورده و بیست میلیون ( 25 میلیون ... ) پشتیبان دارد ، قدرتش بیشتر از بنى‏صدر است و ما این قتل‏ها را مرتکب مى‏شویم و به گردن آقاى خامنه‏اى مى‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقاى خامنه‏اى در مقابل خاتمى خواهد شد . » ( اعترافات موسوی ) مبادا ترسی به دل راه دهید ، تازه می توانید با اعتماد به نفسی وصف ناپذیر لرزه بر اندام حسینیان انداخته و بگوئید : « فلانى ببین ، آقاى خامنه‏اى غیر از امام است و آقاى خاتمى بیست میلیون نفر ( بخوانید احمدی نژاد 25 میلیون ... ) پشت سر دارد ، آقاى خامنه‏اى 8 میلیون رأى آورد و اگر درگیرى به وجود بیاید ، شما مطمئن باشید که آقاى خامنه‏اى پیروز نخواهد شد ».( محمد علی ابطحی ) (سخنرانی روح الله حسینیان در جمع طلاب مدرسه حقانی )
دیدید آقای رئیس جمهور ، چقدر همه چیز مثل آب خوردن آسان نمود و لیکن هیچ نیفتاد مشکل ها و اما گام بعدی بسیار ، بسیار حساس است ، رسانه های مدنی باید کمر همت بر بندند و تا می توانند ، دکور سپاه و هر آن چیزی را که به رهبری منتسب است پائین بیاورند و به قول آقای نعیمی پور ، رئیس فراکسیون جبهه مشارکت « کار اصلاحات به جاهای باریکی رسیده است . دیگر طرف حساب ما ، کیهان نیست ، علیزاده نیست ، رئیس کل دادگستری نیست ، هاشمی شاهرودی نیست . ما امروز به نهاد خیلی حساسی رسیده ایم و این پیشرفت بسیار بزرگی است .»
( نعیمی پور ، روزنامه انتخاب ، تیر ماه 81 ) و لذا در چنین مواقعی باید مردم را در یک جبهه به « مشارکت » وا داشت و تئوری « فشار از پائین و چانه زنی در بالا » را عملی ساخت . شرایط که آماده شد ، شما می توانید ، برای افزایش اختیارات خود و حذف نظارت شورای نگهبان بر انتخابات عملا « حاکمیت انتصابی » را از صفحه روزگار پاک کنید ، لذا بی هیچ فوت وقتی باید « لوایح دو قلو » را به مجلس برده و با توجه به شرایط ، به حاکمان انتصابی حالی کرد که « لایحه اختیارات رئیس جمهور نیاز به بحث ندارد ، مخالفت با این لوایح ، به منزله مخالفت با قانون اساسی ست » ( رمضان زاده ، روزنامه همبستگی ، 11/7/81 ) و « اگر لوایح رد شوند دو راه باقی می ماند ، رفراندوم یا خروج از حاکمیت .» ( محمد رضا خاتمی ، روزنامه رسالت ، 11/7/81 )
آقای رئیس جمهور ، ممکن است بگویی ، همه این راه ها خطا بوده و آزموده شده است و لاجرم ، آزموده را ، آزمودن خطاست . باید بگویم اشتباه می کنی برادر من ، کدام خطا ؟ بنگر خاتمی را ، هر کس که جای او بود ، نه یک بار که صد بار از چوبه دار آویزان می شد . اما دیدی که چنین نشد که هیچ در انتخابات 84 و 88 هم کاملا فعال بود و رفیق گرمابه و گلستان جناب سوروس طراح و حامی انقلاب های مخملی و در نهایت بازیچه دست آمریکا و انگلیس و اسرائیل ، اما باز سودای انتخابات دگر دارد ، هر چند روزگار بر وفق مرادش نیست و آب سر بالا می رود . اما می بینی که او همچنان ابوعطا می خواند و برای حضور در حاکمیت ، شرط و شروط تعیین می کند.
آقای رئیس جمهور ، چرا شما « فشار از پائین » را بلد نیستید !؟ چرا شما با « چانه زنی در بالا » بیگانه اید !؟ 


[ چهارشنبه 22 دی 1389 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب