تبلیغات
موشک انداز

موشک انداز
قالب وبلاگ

    بهار 89 و اواخر اردیبهشت ماه بود که نامه ی سر گشاده 175 تن از نمایندگان مجلس بر روی میز آیت الله آملی لاریجانی جای گرفت . نمایندگان خانه ملت ، شکوه داشتند از قوه قضا که چرا در  برخورد با رسانه ها ، بخصوص رسانه هایی که توسط اصولگرایان هدایت و منتشر می شود ، راه خصم را در پیش گرفته اند . خاصه آنکه « خبر محاكمه آقای حسین شریعتمداری، مدیرمسئول محترم روزنامه كیهان به دلیل شكایت یك عنصر مدافع فرقه ضاله بهائیت و همكار صهیونیست‌ها و سپس محاكمه مدیرمسئول روزنامه جوان و قبل از آن در ماههای گذشته، خبر به دادگاه خواندن مدیران روزنامه‌های ایران، وطن امروز و خبرگزاری فارس، ایرنا و برخی از سایت‌ها و رسانه‌های انقلابی دیگر به دلیل شكایت سران فتنه و كودتاگران پس از انتخابات موجب شگفتی بسیاری از امضاكنندگان نامه گردیده.. » بود. 
در ادامه این نامه خطاب به آیت الله آملی لاریجانی تأكید شده بود : « حضرت‏عالی كه بحمدالله در خط ولایت هستید و همواره مدافع نیروهای انقلاب بوده‌اید به‏خوبی آگاهید كه امروز این برخوردها باعث تنفس مصنوعی به جریان فتنه خواهد شد، هرچند كه در ادامه مسیر این دادگاهها حكم برائت رسانه‌های انقلاب صادر شود. » دو روز بعد اما آقای لاریجانی در گردهمایی سراسری معاونین و مدیران كل سازمان ثبت اسناد و املاك كل كشور به نامه نمایدگان پاسخ تندی داد . او گفت : « نمایندگان گفته‌اند كه چرا دستگاه قضا در برخورد با سران فتنه امروز و فردا می‌كند، این بسیار مایه تاسف است .» و در ادامه افزوده بود « شنیده‌ام كه برخی این حرف‌ها را برای بسترسازی مطرح كرده و می‌خواهند به ما كمك كنند خواهشمان این است كه از این كمك‌ها به ما نكنید ما راه خودمان را بلدیم ... »

   ماه ها گذشت ، اما از این واقعه تا آنکه عقربه های زمان بار دیگر وقتی به نیمه های آذر ماه 89 رسید ، قوه قضا با چالش دیگری مواجه شد . مدیر مسئول دیگری از ارباب رسانه ، بر اساس شکایتی از سوی مهدی هاشمی ، فرزند علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، آن هم از لندن ، پای کاوه اشتهاردی را به قوه قضائیه کشاند . پس از آن بود که دفاعیات مدیر مسئول روزنامه ایران که صفحات جدیدی را بر اتهامات قطور مهدی هاشمی افزوده بود ، تیتر صفحات اول نشریات کشور شد و اما این پایان ماجرا نبود ، ساعاتی بعد کاربران اینترنت ناباورانه خبرهای جدیدی دریافت کردند . صفحات سه و بیست و چهار ایران که حاوی دفاعیات کاوه اشتهاردی بود ، نامرئی شده بودند . رنگ سفید به جای نظرات خوانندگان کیهان نشسته بود . روزنامه های جوان و رسالت از پیشخوان روزنامه فروش ها جمع و اما افزون بر همه این ها ، این نامه تند و تیز حسین قدیانی بود که آتش بر خرمن مطالبات اصولگرایان انداخت و منجر به واکنش تند دادستانی تهران شد و آنگاه با مسدود سازی « قطعه 26 » حسین قدیانی و بدنبال آن سایت مشرق و وبلاگ های حامی این جریان ، بار دیگر در خاطره ها « اواخر اردیبهشت 89 و نامه 175  نماینده مجلس » دو باره زنده شد و اصولگرایان به یاد آوردند که قوه قضائیه در بر خورد با رسانه ها ، همچنان راه « نامهربانی » را در پیش گرفته است.
این فرجام هر چند خنده بر لبان رسانه های دشمنان انقلاب انداخت ، اما اصولگریان را سخت آزرده خاطر ساخت . منهای بعضی موضع گیری های سیاسیون نسل اول انقلاب ، صدها بلاگر جوان، دست در دست هم یک صدا و یک زبان ، صدها صفحه مجازی را ، روانه دنیای بی در و پیکر فضای اینترنت ساختند و عملا شیوه بر خورد قوه قضائیه را به چالش کشیدند . تا جایی که آیت الله آملی لاریجانی در همایش وحدت میان حوزه و دانشگاه تلاش کرد ، در برابر دوربین های صدا و سیما آب بر آتش تقابل ها اندازد و با بیان اینکه : « گروهی می خواهند قوه قضائیه را در برابر حزب اللهی ها و اصولگراها قرار دهند
. » عملا شیوه مسالمت آمیزی را در پیش گرفت و « مایه تاسف » و « از این كمك‌ها به ما نكنید » اواسط بهار سال 89 ، جای خود را در اواخر پائیز 89 به « توقع ما این است که بچه های حزب اللهی و اصولگراها به دستگاه قضایی کمک کنند » داد. و بدینسان رئیس قوه قضا توانست آب ها را ار آسیاب اندازد.و پس از آن بود که حسین قدیانی نویسنده عاصی و البته محبوب بچه های حزب اللهی راه تامل در پیش گرفت ، مشرق بار دیگر طلوع کرد ، آینده دو باره از ان حزب اللهی ها شد و در نهایت ، آن قصر که مهدی در او جام گرفت ، بالاترین بچه کرد و لندن آرام گرفت !
چند روزی گذشت اما ، مردم در گرما گرم روز ملی 9 دی مطالبات خود را در هر کوی و برزن فریاد کشیدند و بدنبال آن خواستار محاکمه سران فتنه ، توسط قوه قضائیه شدند . اما هنوز طنین مطالبات مردم از فضای شهرها زدوده نشده ، خبری به سرعت برق و باد در سراسر ایران یک توفان خبری براه انداخت « کاوه اشتهاردی مدیر مسئول ایران در پی شکایت مهدی هاشمی ، به ده ضربه شلاق محکوم شد » و انفجار همین خبر کوتاه بود که هنوز ساعاتی نگذشته بر پیشانی بزرگترین خبرگزاری های جهان نشست . قدیانی باز « عاصی » شد و بچه های حزب الله ، این بار با خشمی مضاعف به جنگ قوه قضائیه رفتند . پرده ها دریده شد . انگار نه انگار که «  « منصب قضا ، از مناصب بزرگ و ثابتی است از سوی خداوند متعال برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، و از طرف آن حضرت برای امامان معصوم علیه السلام ، و از آن حضرات برای فقیه جامع الشرایط  ». به ارث رسیده است. 
( امام خمینی) ما اما ، از سر خشم و گاه حتی از سر کین یادمان رفت که : « مساله قضا یك مساله مهمی است كه سر و كارش با همه حیثیت كشور است و مسلمانان و آن‏قدری كه اسلام درباره قضا سفارش كرده است ، شاید كمتر در چیزهای دیگر سفارش كرده باشد ( امام خمینی) بی محابا نوشتیم ، بی هیچ حجابی ، تو گویی قوه قضائیه شیطان بزرگ آمریکا را نشانه رفته ایم ، هیچ به خود نگفتیم و نمی گوئیم که زحمات هزاران قاضی انقلابی و فرزند روح الله و سر سپرده سید علی را که شب ندارند ، که روز ندارند ، که خواب ندارند ، که گاه از فرط کار مضاعف و همت مضاعف از دیدن چهره فرزندان خود نیز محرومند ، تا آرامش را ، تا امنیت را ، تا خواب راحت را برای ما به ارمغان آرند ، با قلم رها و وحشی خود ، که گاه جوهرش را حتی از شیطان می گیرد ، هزاران قاضی انقلابی را قربانی توهمات خود ساختیم. چه ، یک قاضی انسان نشناس ، جامعه نشناس ، بیگانه با اجتماع در هزاره سوم میلادی ، حکمی داده است به اشتباه . ندانسته است که : «  قضاوت حق اشخاص دانشمند است ، كه قضاوت اسلامی را بداند ، عدالت داشته باشد ، تقوا داشته باشد ، بفهمد كه با چه مطلبی سر و كار دارد ؛ به چه كار بزرگی مشغول است . و بداند که یك لغزش ( نواختن 10 ضربه شلاق بر تن مدیر مسئول یک رسانه ) ، گاهی یك كشور را از بین می برد ( امام خمینی)  او ، تنها یک قاضی ، نه همه قضات ، نه همه قوه قضائیه ، تنها او و یک اقلیتی نا چیز باید بداند و : « توجه داشته باشد كه در حساسترین مكانِ نظام خدمت می‏كند . خیلی سعی كند تا حتی اشتباهی انجام ندهد . و در صورتی كه متوجه اشتباه شد ، به هیچ وجه از برگشت از حكمش خجالت نكشد ؛ كه خجالت در پیشگاه خداوند متعال بسیار سنگین‏تر از خجالت از مردم است ( امام خمینی)
آقا و خانم های اصولگرا ، رفقای حزب الله ، نمی گویم لب ببندید و هیچ مگوئید بر اشتباهات قوه قضائیه ، نمی گویم هر آنچه را که سران این قوه می گویند آیات آسمان است ، نمی گویم درب های تملق بگشائید و پنجره های انتقاد را گل بگیرید . می گویم اما کمی انصاف داشته باشید ، قوه قضائیه هم ، همچون قوه مجریه عاری از اشتباه نیست ، قوه قضائیه هم ، همچون قوه مقننه ، در دل خود اقلیتی اصلاح طلب دارد که علاقمند و خیلی هم علاقمند است که شب و روز خنده نشاند بر لبان مهدی هاشمی ، که گوش به زنگ استوانه است ،که  ارج می نهد بر فائزه  ، که دوست دارد سر به تن کاوه اشتهاردی نباشد ، که نفرت دارد از « قطعه 26 » ، که دوست دارند ما صد پاره گردیم و با خشم و کین ، عدالت را در خیابان ها جستجو کنیم و هزاران آروزی محال دیگر ، که بدون شک آرزو بر دل خواهند ماند . فقط یادمان باشد که در راس این نظام ولی خدا نشسته است و در راس قوه قضا نماینده او ، کاستی ها را فریاد بکشید ، و اما با متانت ، با حوصله ، با صبر و دوستان بدانند و دشمنان نیز هم ، که تنها با یک اشاره او ، ولی شناسان چار تکبیر می زنند بر هر چه که هست و این یک شعار نیست ، من از تجربه یک انقلاب سی و یک ساله با شما سخن می گویم .


[ سه شنبه 14 دی 1389 ] [ 07:31 ق.ظ ] [ بهمن عزیزی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



هر یك از ما از غیب الغیوب حركت كردیم
از اصلاب عبور كردیم
بدون اختیار و خواست خودمان
در اینجا به هم برخوردیم
از اینجا هم به غیب الغیوب می رویم
ممكن است بعد از این هم یكدیگر را نبینیم

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب